گالری نات ( آناهیتا)اشباح آسفودل/ نمایشگاه آثار امید شلمانی

گالری نات ( آناهیتا)اشباح آسفودل/ نمایشگاه آثار امید شلمانی

)نمایشگاه های پاییز 1394 گالری نات ( آناهیتا
اشباح آسفودل
نمایشگاه آثار امید شلمانی
گشایش : جمعه 29 آبان ماه ساعت 4 عصر تا 9 شب
ساعات بازدید: 3 عصر تا 7 شب
گالری تمامی روزهای هفته باز است
خ قائم مقام فراهانی، پایین تر از خ استاد مطهری، ک شبنم، پ 3، ساختمان موسسه پرسش
88822010
88837647

Anahita Art Gallery
Phantoms of the Asphodel
Omid Shalmani
Opening : fri, 20 Novemberِ 4-9 pm
Visiting Hours :3-7 pm
Address : PORSESH Institute Bulding
No.3, Shabnam Alley, Ghaem magham farahani St,

Tel:+982188822010

نوشته علی گلستانه درباره نمایشگاه اشباح آسفودل
نسل‌هاست که سرزمین ما، از الجزایر تا افغانستان، بی‌وقفه از پرتو شلیک آتشبارها نورانی‌ست. نسل‌هاست که مردمان می‌آیند و می‌روند، بی‌آنکه تجربه‌ی مشترک‌شان از سرنوشت چیزی جز سوختن و ازدست‌رفتن آرزوها باشد و اغلب نمی‌دانند که تمام آنچه در مقیاسی خرد بر شخصی‌ترین خواست‌ها و جهدهاشان حاکم بوده، در مقیاسی کلان نیز بر خواست‌های مترقی دوران‌شان در تغییر وضعیت تسلط داشته است. تنها چیزی که در این میان مانع از به‌آشتی‌رسیدن با این ویرانی مداوم بوده و حضور ضروری و مداوم‌اش در همه‌ی این زمین‌خوردن‌ها و شکست‌های پی‌درپی لمس شده، احساس امیدواری برای رسیدن به دنیایی بهتر بوده است، احساسی که گویی بدون آگاهی فراگیر از منطق مناسباتی که تاریخ ما را شکل داده نتیجه‌ای جز تن‌سپردن دوباره به شکستی دیگر نخواهد داشت.
تصویر هنری، درست مثل متن‌ها و آواها، باید بهانه‌ای برای اشاره به این تکرار مداوم فاجعه‌ای واحد در نسل‌های متوالی مردمان یک دوران و یک سرزمین باشد؛ اما کدام تصویر به‌خودی‌خود این توان را دارد، آن هم زمانی که هنر با همه‌ی ادعای خود، دربرابر قوانین مالکیت شخصی مسلط بر بازار هنر خاضعانه سر فرود آورده است؟ فقط شاید با تلاش برای بیرون‌کشیدن و جداکردن اشاره‌ای از درون تصویر هنری، بتوان آن را از این موقعیت عقیم و «منزوی» نجات داد. هر تصویری که استعاره‌ای را برای یادآوری تکرار و تداوم فاجعه پیشنهاد می‌کند باید پیش از آنکه همه‌ی نیرویش به دست بازار رقیق شود، با نیروی خلاق ذهن و آگاهی بیننده نجات یابد و به خواست و امید بزرگ برای تغییر این وضعیت تکرارشونده پیوند بخورد.
برجر به‌درستی اشاره می‌کند که هرآنچه درباره‌ی تصویر در مقام چیزی محض و مستقل باید گفت، خودِ آن تصویر قبلاً گفته است. بنابراین نوشتن درباره‌ی تصویر یا حتی نگاه‌کردن به آن بی‌معناست، مگر آنکه قصدمان پیونددادن آن با چیزی بیرون از محدوده‌هایش باشد. باید «انزوا»یی را که نظامِ جهانِ هنر بر تصویر اعمال می‌کند نفی کرد و تصویر را بهانه‌ای برای ورود به جهانی گسترده‌تر قرار داد. برای به‌کارانداختن این تصویرها در جهان باید خود آن‌ها را هم، به همراه تمام انسجام‌شان، در لحظه‌ی دیدن دود و ناپدید کرد. ـ