پديدار شناسي ژانر/ مجيد اخگر

دسته بندی

Bachelor , Course

درسگفتارهای زمستان 1395 موسسه “پرسش”
پدیدار شناسی ژانر
مجید اخگر
شروع دوره چهارشنبه 27 بهمن ماه ١٣٩۵ ساعت 17.30
88822010-88837647
qporsesh.com

نوشته مجید اخگر در رابطه با درسگفتار پدیدارشناسی ژانر:

پدیده‌ی ژانرهای هنری از زمان ارسطو با ما بوده است. ژانرها، گونه‌ها، و قالب‌های هنری در طول تاریخ به درجات مختلف در تمامی رسانه‌های هنری حاضر بوده‌اند، و دست‌کم تا آغاز جریان مدرنیسم در هنر جزء گریزناپذیر و بدیهی‌انگاشته‌ای از «کار» هنر محسوب می‌شدند. به این ترتیب می‌توان کار را با این پرسش هستی‌شناسانه‌ی پایه آغاز کرد: چرا ژانر(ها) هست(ند) به جای آن‌که نباشند؟

اولین و شاید بدیهی‌ترین علتی که برای ضرورت به وجود آمدن پدیده‌ی ژانر می‌توان برشمرد ضرورتی «نهادی» است: ژانرها بوده‌اند چرا که چارچوب‌ها، روندها، و قالب‌هایی عینی و قابل‌اتکا برای مفاهمه و ارتباط در اختیار تولیدکنندگان و دریافت‌کنندگانِ هنر قرار می‌داده‌اند.

اما ژانر فقط فرم‌ها، ساختارها، و به اصطلاح شیوه‌های گفتن را نهادینه نمی‌کند، بلکه این فرم‌ها و قراردادهای صوری به معانی و تجارب نیز خصلتی نهادی می‌بخشند و به اصطلاح محتوای گفته‌ها را نیز تا حدود قابل‌توجهی تعیین و پیش‌بینی‌پذیر می‌کنند. بنابراین یک ژانر را می‌توان مجموعه‌ای از فرم‌های نهادینه‌‌شده‌ی متناظر با مجموعه‌ای از معانی نهادینه‌شده ــ یا دقیق‌تر اگر بگوییم، دامنه‌ای از امکان‌های معناییِ نهادینه ــ به شمار آورد. و این معانی و تجارب، بنا به ماهیت تجربه‌ی ژِنِریک، ماهیتی عمدتاً جمعی و اجتماعی دارند. به بیان بسیار ساده، ژانرها اساساً تجارب/معانی/لذت‌هایی را در خود صورت‌بندی می‌کنند که پاسخگوی نیازها، ترس‌ها، و آرزوهای جمع و جماعتی از مردمانی خاص در یک زیست‌جهان تاریخی خاص باشند. در یک کلام، ژانرها از نظام معانی جمعی یا مخیله‌ی اجتماعیِ دوران تغذیه و به نوبه‌ی خود آن را تقویت و تثبیت می‌کنند. و البته، این به معنای تحلیل بردن ژانر در نظریه‌ی‌ِ ایدئولوژی نیست ــ چنان‌که هنرمندان بزرگ همواره عمق و غنایی شخصی به چارچوب و مجموعه‌مسائل ممکنِ هر ژانر بخشیده‌اند.

ما در این دوره سعی می‌کنیم این مجموعه مسائل را در هر جلسه با تمرکز بر یکی از ژانرهای هنرهای تصویری و تجسمی به بحث بگذاریم: منظره‌پردازی، طبیعت‌بیجان، پرتره‌سازی، و بحث کلی‌ترِ ژانر تاریخی که باب گفتگو درباره‌ی نسبت میان هنر و تاریخ را می‌گشاید ــ به عنوان جلسه‌ی آغازین یا پایانی دوره.

در عین تمرکز بر ژانرهای هنرهای تجسمی، بحث به گونه‌ای سامان خواهد یافت که چارچوب‌های کلی و برخی از مقولات و مفاهیم آن در رابط با دیگر رسانه‌ها و حوزه‌های تولید هنری نیز قابل‌فهم و استفاده باشد. در عین حال، در حالی که گفتار ژانر به عنوان نمونه در حوزه‌ی سینما خود به گفتمانی پردامنه با چارچوب‌ها و مسائل مشخص و ادبیاتی وسیع تبدیل شده است، تمرکز بر هنرهای تجسمی به‌واسطه‌ی فقر نسبی‌اش در این زمینه، این مزیت و سختی توأمان را دارد که در مسیری ناهموارتر و پاکوب‌نشده‌تر پیش می‌رود.

٨٨٨٢٢٠١٠٨٨٨٣٧۶۴٧

qporsesh.com