آرمان­شهر قابل تحقق: از گرامشی تا لفور/ کمال اطهاری

دسته بندی

Autumn Courses 2014 , Bachelor , Course , Study

درسگفتارهای پاییز 1397 موسسه “پرسش”
آرمان­شهر قابل تحقق: از گرامشی تا لفور
کمال اطهاری

شروع دوره: یکشنبه 15 مهرماه ساعت 17:30
88822010-88837647


نوشته کمال اطهاری درباره درسگفتار آرمان­شهر قابل تحقق: از گرامشی تا لفور

موسولینی هنگام در بند کردن گرامشی درباره وی گفته بود: باید این مغز را از کار بیندازیم!  اما او (به گفته خودش) با نوشتن یادادشت­های زندان توانست با مته اندیشه چاردیوار زندان فاشیست­ها را بشکند.

اریک هابسبام درباره گرامشی می گوید که فلسفه سیاسی کامل مارکسیسم را خلق کرد. براستی نیز وی همان طور که از سرنام نوشته معروفش شهریار جدید بر می آید، توانست فلسفه سیاسی جدیدی را برای جامعه مدنی جایگزین آن فلسفه سیاسی کند که ماکیاول با کتاب شهریار به بورژوازی بخشیده بود. گرامشی با دوری از اکونومیسم، و تعریف مفاهیمی جدید چون جنگ رودرو، جنگ مواضع، انقلاب عامل و غیرعامل و . . .  مته اندیشه بشر را توان بخشیده تا بکوشد با بکارگیری یک فلسفه سیاسی جدید برای عمل (پراکسیس) در چارچوب جامعه مدنی، راه انقلابی موضع به موضع را در چارچوب جامعه مدنی برای فائق آمدن بر هژمونی (اقتدار و اقناع) سرمایه و  تحقق شکل والا و تام تمدن امروز  بنمایاند.

پس از دگرگونی­های عظیم اقتصادی و اجتماعی و معرفتی پس از جنگ دوم و در آستانه عصر پساصنعتی، هانری لفور  از فلسفه عمل گرامشی پیروی نمود و با گشایش­های معرفت­شناسانه یگانه­ای چون بسط منطق دوگانه جدلی (Dialectic) به سه­گانه جدلی (Trialectics) و ارائه فلسفه و اقتصاد سیاسی فضا بر حوزه­های گوناگون اندیشه تاثیر گذار گشت. وی را که کسانی چون دیوید هاروی پدر معنوی جنبش دانشجوئی 1968 اروپا خوانده­اند، دوراندیشانه و به درستی پیش­بینی ­کرد که وجه طبقاتی انقلابات به تدریج کم­رنگ گشته، و نقشِ جامعه شهری و تحول فرهنگی در دگرگونی اجتماعی یا اصلاحات انقلابی (revolutionary reform) پررنگ­تر می­شود و ایده آرمان­شهر قابل تحقق (feasible utopia) را با این پیام ارائه نمود که نباید زندگی روزمره­ مردم در بند سرمایه و قدرت باشد، باید روزمره بکوشند تا این حق را بدست آورند که در خلق شهرشان به عنوان یک اثر (oeuvre) مشارکت کنند و از شهربندی سرمایه و قدرت برهند و مقام واقعی شهروند را بیابند.

دیری است که اصلاحات در ایران آرمان­ها را کنار گذاشته؛ و جامعه ایران دچار بحران­های همه­گیر اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی و . . . شده است. گرامشی می­گوید بحران در جامعه هنگامی رخ می­دهد که کهنه نمی­تواند به حیاتش ادامه دهد، اما  نو هم نمی­تواند متولد گردد. آیا نظریه­های گرامشی و لفور می­تواند ما را برای کوتاه و کم­رنج کردن درد زایمانِ شکل والا و تام تمدن امروز  یاری کند؟