ثبت نام درسگفتار یک زن چه می‌خواهد؟: مقدمه‌ای بر سمینار بیستم لاکان: حدودِ عشق و دانش/شهریار وقفی پور

ثبت نام درسگفتار یک زن چه می‌خواهد؟: مقدمه‌ای بر سمینار بیستم لاکان: حدودِ عشق و دانش/شهریار وقفی پور

1,300,000 ریال

توضیحات

درسگفتارهای زمستان 1397 موسسه “پرسش”

یک زن چه میخواهد؟

مقدمهای بر سمینار بیستم لاکان: حدودِ عشق و دانش

شهریار وقفی پور

شروع دوره: یکشنبه 9 دی ماه ساعت 17:30

88822010-88837647

نوشته شهریار وقفی پور درباره درسگفتار “یک زن چه می خواهد؟”
روان
کاویِ فرویدی همواره به گرایشهای ضدزنانه و تبعیضِ جنسیتی متهم شده است: اصطلاحاتی چون «عقدهی حسادت به قضیب» یا «اختگی» نیز به عنوان شاهدِ مثال برای چنین برخوردی ذکر میشوند. لاکان نیز از چنین اتهاماتی برکنار نبوده است، مخصوصاً احکامِ بدنامِ وی در باب جنسیت، مبنی بر این که «زن وجود ندارد» یا «رابطه یا نسبتِ جنسی وجود ندارد» هدفِ بسیاری از نقدهای فمینیستی و واسازیگرا بودهاند: لاکان را غیرتاریخیگرا یا ذاتباور شمردهاند؛ مفهومِ نامِ-پدر و احلیل (فالوس) را مصداق نگاهِ مردانهی لاکان، به طور خاص، و روانکاوی، به طورِ عام، دانستهاند و نظایرِ آن. این اتهامات و نقدها در حالی صورت میگیرد که تاریخِ روانکاوی با نقشِ زنان پیوندی تنگاتنگ دارد: فروید به لطفِ مواجههاش با زنانِ هیستریک به ابداعِ روانکاوی رسید، و حتا عنوانِ «گپدرمانی» برای تجربهی روانکاوی، نامی است که یک زن (آنا اُ، اولین آنالیزانِ فروید) برگزیده است. با این همه، فروید پس از سالها سروکار داشتن با زنانِ هیستریک، عملاً به ناتوانیِ خود در حلِ معمای زنانگی اذعان کرده است: «چه کسی میداند زن چه میخواهد؟» در واقع، میتوان گفت یکی از پایههای رویه و عملِ روانکاوی، کوشش برای پاسخ دادن به این پرسش است، پرسشی که به قول ژاک-آلن میلر، پرسشِ اصلیِ روانکاوی خواهد ماند. این تلاش را میتوان در تمامیِ کوششهای نظری در صورتبندیِ روانکاوی نیز مشاهده کرد: کتابِ مفصلِ سرژ آندره، با عنوانِ یک زن چه میخواهد صرفاً نمونهای از این کوششها است، کتابی که در نهایت، به صحه گذاشتن بر حکمِ فروید منجر میشود: هیچکس نمیداند (نمیفهمد) یک زن چه میخواهد. لاکان نیز از این قاعده مستثنا نیست و سمینار بیستمِ او، در بابِ جنسیتِ زنانه: حدودِ عشق و دانش مفصلترین و منسجمترین تلاشِ وی برای پرداختن به این مسأله است. به قولِ سوزان بارنارد، «باز هم (Encore) یا سمینارِ بیستم، نمایانگرِ شالودهی آثارِ لاکان در بابِ مضامینِ تفاوتِ جنسی، دانش، ژوئیسانس و عشق است. لاکان در این سمینارِ شاخص و تاریخی، نقشهی حوزهای انتقادی را در طولِ فلسفه، الهیات، تاریخ، زبانشناسی و ریاضیات مینگارد و بدین طریق، مواضعِ نمونهواری را بسط و تفصیل میدهد که روانکاوی با آنها، مداخلهای منحصربهفرد را در این گفتارها فراهم میآورد…. در این سمینار، خودِ روانکاوی نیز معاف از بازبینی و مداقه نمیماند». این جملهی آخر، وقتی طنینِ انتقادیِ مقتضیاش را مییابد که به یاد آوریم، روانکاویِ مابعدفرویدی مشحون از تلاشهایی است برای دادنِ جایگاهی ویژه به مادر: از مادر به مثابه بدنی سرشار از ابژهها (ملانی کلاین)، پرستارِ اصلی (وینیکات) یا تجسمِ عشقِ اول (بالینت).

جلسهی اول: شرحی بر عملکردِ عقدهی اودیپ و جنسیتیابیِ کودک از نگاهِ فروید و بازبینیِ لاکان؛

جلسهی دوم: فرمولهای جنسیتیابی و پاسخی به نقدهای فمینیستی و واسازیگرایان به آن؛

جلسهی سوم: ممنوعیتِ پدرانه، پدر فرویدی و پدر لاکانی، ژوئیسانس، زن و وجدِ عرفانی؛

جلسهی چهارم: عشق و تفاوتِ جنسی: از رخدادِ بادیویی تا گفتارهای چهارگانهی مدرنیته.