مرگ در هستی و زمان هایدگر(عادل مشایخی-صوتی تصویری)

مرگ در هستی و زمان هایدگر(عادل مشایخی-صوتی تصویری)

220,000 ریال

با عضویت در “کانال اخبار پرسش” می توانید فایل تصویری هر یک از مجموعه ها را مشاهده نمایید:

Telegram.me/porseshiha

شناسه محصول: 10-1 دسته: ,

توضیحات

مرگ در هستی و زمان هایدگر
هایدگر در هستی و زمان مرگ را «امکانِ نه-دیگر-آن¬جا-هستن-توانستن» توصیف می-کند، وضعیتی که در آن دازاین دیگر «هستن» نمی¬تواند. در نگاه نخست این توصیف توصیفی ساده و پیش¬ پا افتاده به نظر می¬رسد: هر کسی می¬داند که مرگ پایان زندگی انسان است. اما با دقت در وصفی که هایدگر از مرگِ دازاین عرضه می¬کند، می¬توان دریافت که اینجا با چیزی بیش از پایانِ زندگی به معنای متعارف سر و کار داریم. مرگی که هایدگر از آن سخن می¬گوید «امکانِ نه-دیگر-در-جهان-هستن» و در عین حال، «شیوه¬ای از هستنِ دازاین» است. خود هایدگر این تناقض را در قالب «مرگ به¬منزله¬ی امکانِ عدم امکان» برجسته می¬کند. این تناقض را چگونه می¬توان حل کرد؟
مرگی که هایدگر از آن سخن می¬گوید مرگِ اگزیستانسیال است.، این مرگ «امکان»ی است که اضطراب آشکارش می¬کند. در اضطراب آشناییِ ما با جهان، احساسِ در خانه بودنِ ما، از میان می¬رود؛ در اضطراب خود را با جهان «بیگانه» می¬یابیم: همه¬ی هستنده¬های درون¬جهانی بی-اهمیت می¬شوند، چرا که هیچ¬یک از امکان¬های مندرج در جهان دازاین را فرا نمی¬خواند. اضطراب «حالی» است که «مورسو» را در بیگانه¬ی کامو تسخیر کرده است، و راویِ یادداشتهای زیرزمینی داستایفسکی این¬گونه توصیفش می¬کند: « کاش کاری نکردن¬ام از سر تنبلی بود! اگر چنین بود چه احترامی برای خودم قائل بودم! بله احترام، زیرا در آن¬صورت می¬دانستم که دست¬کم می¬توانم تنبل باشم، مطمئن بودم که دست¬کم یک ویژگی معین دارم، چیزی قابل اثبات، چیزی که بتوانم از آن مطمئن باشم. مردم می¬توانستند به سوال “او کسیت؟” پاسخ دهند “یک آدم تنبل”. چقدر شیرین بود شنیدن این حرف. چرا؟ چون خودش رسالتی بود، یک وظیفه، یک تکلیف، نخندید، خانم¬ها و آقایان، حقیقت دارد.» اما اضطراب درمقام گونه¬ای یافت¬حال، فرسنگ¬ها با عاطل¬و¬باطل بودن فاصله دارد، اضطراب گونه¬ای «خیز برداشتگی» است، خیزبرداشتگی به سوی «هیچ»؛ توانی محض که لباس هیچ¬یک از امکان¬های مقوّم جهان مألوف را به تن ندارد؛ توان برهنه، توان «مجرّد». «بودن-به¬سوی-مرگ» آری¬گفتن به این توان مولّد است.
عادل مشایخی در درسگفتار «مرگ در هستی و زمان هایدگر» سعی در تبیین مفهوم مرگ در فلسفه هایدگر دارد. مشایخی با دقت خاص و کم نظیر خود ابتدا به فهم هایدگر از هستی می پردازد و سپس با برجسته¬کردن مفهومِ «دازاین» به این سوال می¬پردازد که چه چیز دازاین را آن چیزی می کند که هست؟. مشایخی سپس با توضیح و تبیین چند مفهوم کلیدی در فلسفه هایدگر همچون هستن، امکان، حال، پرتاب¬شدگی و واقع¬بودگی ربط این مفاهیم را با «مرگ هایدگری» برجسته می نماید و در پایان و از خلال کتاب هستی و زمان به تبیین مفهوم «مرگ در هستی و زمان هایدگر» می¬پردازد.

درسگفتار “مرگ در هستی و زمان هایدگر” ضمن بررسی دقیق کلیدی ترین مفاهیم فلسفه هایدگر، یکی از مهمترین دغدغه های ذهن انسان یعنی مرگ را در قالب و ساختار پدیدار شناسی مورد بررسی قرار می دهد و مخاطب در پایان این بحث می تواند به دیدی عمیق تر و دقیق¬تر از فلسفه¬ی هایدگر و مفهوم مرگ نزد او برسد.

 

با عضویت در “کانال اخبار پرسش” می توانید فایل تصویری هر یک از مجموعه ها را مشاهده نمایید:

Telegram.me/porseshiha

توضیحات تکمیلی

وزن 300 g